مجموعه پیامک های طنز و جوک (سری ۲)
جمعه, آبان ۲۴, ۱۳۸۷ ۹:۵۳مجموعه جکهای شماره ۲ شامل تعدادی لطیفه جدید و زیبا که امیدواریم از خواندن انها لذت ببرید!

- ترکه میره خیاطی میگه لطفا با این پارچه برام یک کت بدوزید! فقط فردا نیام بگی سوزن شیکست, چرخم خراب شد, برق رفت اصلا! بده من پدر سگ نمی خواد بدوزی!!
- امروز روز حمایت از بیماران گوارشیه:
.
.
.
.
.
” گوزو روزت مبارک ”
- لره با یک چک میره بانک. بانکیه بهش میگه چک سیباست؟ لره میگه نه چک گردوهای پارساله!
- شوهر :
اگه یه روز بفهمی من با صمیمی ترین دوستت سک* داشتم چه فکری می کنی؟
زن :
هیچی فکر می کنم همجنسبازی!
- از خطوط ایرانسل که خرابتر نداریم؟
.
.
.
.
ایرانسل تیم …
- ترکه میره ساندویچی غذل بخوره. میبینه نوشته “Hot dog” کنجکاو میشه میخره. لاشو که باز می کنه میگه: شانسو می بینی کجای سگ به ما افتاده!
- یه کُرد رو میبرن جهنم بعد میبینند هیچ کی تو جهنم نیست تحقیق میکنند میبینند همه رو قاچاقی برده بهشت
- به علت تورم فزاینده ی امسال ، نام امسال به ” فشار ملی و تحمل اجباری ” تغییر کرد !
- ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش میگن این عکسه چیه؟ ترکه میگه: این عکس جوانی های بابام هست تو یوونتوس بازی میکرده
- از غضنفر می پرسن؟ چه طوری ترک شدی ؟می گه: اولش تفریحی بود.
- نصیحت پدرانه یک لر به بچه در شب امتحان :
امشو بشین به گهی بخور ، تا فردا یه انی بشی ! تا توی یه طویله ای رات بدن !!!
- اون دنیا خدا نمی پرسه مدل ماشینت چیه؟ می پرسه چند تا پیاده رو سوار کردی؟
قابل توجه خانم هایی که نمی دونن نیت پسرها الهیه!
- حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!!
- عزیزم همه دنیا یه طرف …
.
.
.
.
.
ذوق زده نشو …. تو هم همون طرف !!!
- غضنفر می ره مسابقه قرآن ، نوبت اون که می شه
براش سوره بنی اسرائیل می افته
اونم از مسابقه انصراف می ده !!!
- مامانه به بچه هه می گه : می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی !
بچه هه می گه : آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود
- می دونین بزرگترین معضل فکری کودکان ایران چیه ؟
.
.
.
.
چرا داداش کایکو دستمال قدرتشو تو جیب خودش نمی گذاشت ؟
- غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،
میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره .
رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین .



س.پری گفته است :
آذر ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۳:۵۷ ب.ظ
جالب بود بیشترش کنید.
[پاسخ به نظر]